برچسب:
نویسنده: باران حکیمی
بيرون ننهم گام
ترسم كه بيايی تو
و در خانه نباشم ...
برچسب:
نویسنده: باران حکیمی
در آخرین ساعات نود و شش به سر میبریم
و لا به لای پیام های سال نو که برایم ارسال میکنند
تنها خبری که از تو دارم بی خبری ست!
کاش جای این همه آرزوی خوب
در سال جدید
تو را برایم آرزو کنند!
☘
برچسب:
نویسنده: باران حکیمی
برچسب:
نویسنده: باران حکیمی
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
از پی دیدن رخت همچو صبا فتادهام
خانه به خانه در به در، کوچه به کوچه کو به کو
میرود از فراق تو خون دل از دو دیدهام
دجله به دجله یم به یم، چشمه به چشمه جو به جو
مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان
رشته به رشته نخ به نخ، تار به تار پو به پو
در دل خویش طاهره ، گشت و ندید جز تو را
صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو
برچسب:
نویسنده: باران حکیمی